استاندارد حسابداری ۴۴ ایران، لازمالاجرا از ۱۴۰۵/۰۱/۰۱
اجارهها: حالا همه چیز در ترازنامه
این استاندارد جای استاندارد ۲۱ را گرفته است. بزرگترین تغییر: اجارهکننده تقریباً برای همه اجارهها یک دارایی حق استفاده و یک بدهی اجاره شناسایی میکند. این راهنما از صفر شروع میکند.
«هدف این استاندارد، اطمینان از این است که اجارهکنندگان و اجارهدهندگان، اطلاعات مربوط را به شیوهای ارائه کنند که بطور صادقانه نشاندهنده آن اجارهها باشد.»
هدف استانداردقبل از شروع
اجاره چیست و چه چیزی عوض شده است؟
در هر اجاره دو طرف داریم: اجارهدهنده که مالک دارایی است و اجارهکننده که در ازای پرداخت، حق استفاده از آن را برای مدتی به دست میآورد.
چه چیزی عوض شده؟ مقایسه کنید
یک شرکت دفتری را ۵ ساله، سالی ۱۰۰ میلیون تومان (پرداخت پایان هر سال) اجاره کرده و نرخ استقراضش ۱۰٪ است. دکمهها را بزنید:
نقشه راه استاندارد
کارتها را به چپ و راست بکشید
اصطلاحات کلیدی
واژههای با خط نقطهچین آبی، مثل دارایی حق استفاده یا نرخ استقراض مختص، را لمس کنید. فهرست کامل در واژهنامه است.
دوره غیرقابل فسخ بهاضافه اختیارهای با اطمینان معقول.
نرخ وام مشابه برای شما.
قول اینکه دارایی در پایان دستکم مبلغ معینی بیرزد.
دارایی اجارهکننده بابت حق استفاده.
۱۲ ماه یا کمتر و بدون اختیار خرید.
جایگزین کدام استاندارد شده؟
دامنه کاربرد و معافیتها
بندهای ۳ تا ۸ و ب۳ تا ب۸
استاندارد برای همه اجارهها، حتی اجاره فرعی دارایی حق استفاده، بکار میرود؛ جز پنج مورد:
دو معافیت شناخت برای اجارهکننده
اجارهکننده میتواند برای این دو نوع اجاره، دارایی و بدهی شناسایی نکند و پرداختها را به روش خط مستقیم (یا مبنای سیستماتیک بهتر) هزینه کند.
ارزیابی ارزش پایین «مطلق» است: مهم نیست اجاره برای شرکت بااهمیت باشد یا نه؛ و ملاک ارزش دارایی نو است، نه کارکرده. خودرو هیچوقت ارزش پایین ندارد؛ تبلت، رایانه شخصی، تلفن و اثاثیه کوچک معمولاً دارند. اگر قصد اجاره فرعی دارید، معافیت ارزش پایین ممنوع است.
آیا قرارداد اجاره است؟
بندهای ۹ تا ۱۱ و ب۹ تا ب۳۱
خیلی از قراردادهای «خدمات» در واقع اجارهاند، و برعکس.
قرارداد وقتی اجاره است که حق کنترل استفاده از یک دارایی مشخص را برای یک دوره در ازای مابهازا منتقل کند. دوره میتواند با میزان استفاده هم بیان شود، مثل تعداد واحد تولید.
۱. دارایی مشخص
دارایی معمولاً در قرارداد مشخص میشود، ولی میتواند ضمنی هم باشد. اما اگر عرضهکننده حق ماهوی جایگزینی داشته باشد، دارایی مشخص نیست:
۲. حق کسب تقریباً همه منافع اقتصادی
مثلاً از طریق استفاده انحصاری؛ منافع در محدوده حق استفاده سنجیده میشود (مثلاً فقط در منطقه یا مسافت مجاز). پرداخت درصدی از فروش به عرضهکننده، مانع این حق نیست.
۳. حق هدایت استفاده
مشتری حق تصمیمگیری درباره هدف و چگونگی استفاده دارد: چه چیزی، کِی، کجا و چه مقدار تولید شود. اگر این تصمیمها از قبل گرفته شده، مشتری باید خودش دارایی را بهرهبرداری کند یا آن را طوری طراحی کرده باشد که استفاده را از پیش تعیین کند. تصمیمهای صرفاً عملیاتی و نگهداری، یا حقوق حمایتی عرضهکننده (مثل سقف مسافت)، بهتنهایی کنترل نمیدهند.
قراردادها فقط وقتی دوباره ارزیابی میشوند که مفاد آنها تغییر کند. چند قرارداد همزمان با یک طرف، در شرایط بند ب۲ ترکیب میشوند. میتوان استاندارد را برای پرتفویی از اجارههای مشابه هم بکار گرفت.
تفکیک اجزای قرارداد
بندهای ۱۲ تا ۱۷ و ب۳۲ و ب۳۳
یک قرارداد ممکن است هم اجاره باشد و هم خدمت. هر جزء اجاره جداگانه حسابداری میشود.
اجارهکننده کل مبلغ را به نسبت قیمت مستقل اجزا تخصیص میدهد؛ قیمتی که اجارهدهنده یا عرضهکننده مشابه جداگانه میگیرد. یا با اقتضای عملی، برای یک طبقه دارایی کل را یک جزء اجاره در نظر میگیرد. اجارهدهنده طبق استاندارد ۴۳ تخصیص میدهد.
مدت اجاره
بندهای ۱۸ تا ۲۱ و ب۳۴ تا ب۴۱
مدت اجاره همیشه همان عدد نوشتهشده در قرارداد نیست.
مدت اجاره = دوره غیرقابل فسخ + دورههای تمدید که اجارهکننده اطمینان معقول به اعمالش دارد + دورههای بعد از اختیار خاتمه که اطمینان معقول به عدم اعمالش دارد. از تاریخ آغاز شروع میشود و دورههای رایگان را هم شامل است.
اگر هر دو طرف بتوانند بدون جریمه بااهمیت قرارداد را خاتمه دهند، بعد از آن نقطه قرارداد الزامآور نیست. حق خاتمه فقط برای اجارهدهنده، در مدت اجاره اثری ندارد. هر چه دوره غیرقابل فسخ کوتاهتر، احتمال تمدید بیشتر. رویه قبلی شرکت هم شاهد است.
چه وقت دوباره بررسی کنیم؟
اجارهکننده: شناخت و اندازهگیری اولیه
بندهای ۲۲ تا ۲۸
در تاریخ آغاز اجاره، اجارهکننده دو قلم شناسایی میکند: دارایی حق استفاده و بدهی اجاره.
بدهی اجاره: ارزش فعلی پرداختهای آینده
بدهی اجاره = ارزش فعلی پرداختهای اجارهای که تا آن روز پرداخت نشده است. چه پرداختهایی حساب میشوند؟
نرخ تنزیل
دارایی حق استفاده: بهای تمام شده
تعهد برچیدن طبق استاندارد ۴ اندازهگیری میشود؛ مخارجی که برای تولید موجودی ایجاد میشود، طبق استاندارد ۸.
مخارجی که اجارهکننده برای ساخت یا طراحی دارایی پایه میکند، طبق سایر استانداردها حسابداری میشود. اگر اجارهکننده پیش از انتقال به اجارهدهنده کنترل دارایی را داشته باشد، معامله فروش و اجاره مجدد است.
اجارهکننده: بعد از روز اول
بندهای ۲۹ تا ۳۷
دو قلم، دو مسیر جداگانه:
دوره استهلاک
اگر طبقهای از داراییهای ثابت با روش تجدید ارزیابی نگهداری میشود، اجارهکننده میتواند داراییهای حق استفاده همان طبقه را هم تجدید ارزیابی کند.
جدول کامل اجاره را بسازید
اعداد را عوض کنید؛ جدول، نمودار و ثبتها همزمان بهروز میشوند. به نمودار دقت کنید: هزینه در سالهای اول بیشتر از پرداخت نقد است، چون هزینه مالی روی مانده بزرگتر محاسبه میشود.
ارزیابی مجدد و تعدیل اجاره
بندهای ۳۸ تا ۴۵
دو موقعیت را از هم جدا کنید: ارزیابی مجدد یعنی شرایط قرارداد همان است ولی برآوردها یا شاخصها عوض شده؛ تعدیل اجاره یعنی طرفین خود قرارداد را تغییر دادهاند.
تغییر شاخص فقط وقتی اثر دارد که پرداختها واقعاً تغییر کنند؛ پرداختهای باقیمانده با شاخص جدید محاسبه میشوند. در تغییر مدت یا اختیار خرید، نرخ تنزیل جدید بکار میرود.
تعدیل اجاره
تعدیل فقط وقتی اجاره جداگانه است که هر دو شرط برقرار باشد: دامنه با افزودن حق استفاده از دارایی جدید زیاد شود، و قیمت به اندازه قیمت مستقل آن افزایش یابد.
ارائه و افشای اجارهکننده
بندهای ۴۶ تا ۵۸
داراییهای حق استفاده و بدهیهای اجاره جدا از سایر اقلام ارائه میشوند؛ یا اگر نه، در همان قلم دارایی پایه و با افشای اقلام دربردارنده آنها. داراییهای حق استفادهای که سرمایهگذاری در املاکاند، در همان سرفصل ارائه میشوند.
افشا
هدف: کمک به ارزیابی اثر اجارهها بر وضعیت مالی، عملکرد و جریان نقد؛ در یک یادداشت جداگانه و ترجیحاً به شکل جدول.
اجارهدهنده
بندهای ۵۹ تا ۹۵ و ب۵۳ تا ب۵۸
اجارهدهنده اول باید بگوید: این اجاره در واقع «فروش اقساطی» است یا «کرایه دادن»؟
طبقهبندی در تاریخ توافق اجاره انجام و فقط با تعدیل اجاره تکرار میشود؛ تغییر برآورد عمر یا ارزش باقیمانده، طبقهبندی را عوض نمیکند. ریسکها یعنی زیان ظرفیت بیکار و منسوخ شدن؛ مزایا یعنی سود عملیات و افزایش ارزش.
زمین و ساختمان جداگانه طبقهبندی میشوند، مگر سهم زمین بیاهمیت باشد.
اجارهدهنده دارایی را از دفاتر خارج و به جای آن دریافتنی به مبلغ خالص سرمایهگذاری در اجاره شناسایی میکند؛ با نرخ ضمنی اجاره که مخارج مستقیم اولیه را خودبهخود دربرمیگیرد.
درآمد مالی با نرخ بازده ثابت روی خالص سرمایهگذاری شناسایی میشود. کاهش ارزش باقیمانده تضمیننشده بلافاصله شناسایی میشود. تعدیلها طبق بندهای ۷۷ و ۷۸.
خودروساز یا فروشنده تجهیزات که به مشتری «خرید یا اجاره» پیشنهاد میدهد، در آغاز اجاره تأمین مالی سود فروش را مثل فروش قطعی شناسایی میکند.
اگر نرخ سود صوری پایین اعلام شود (مثلاً «اجاره با سود صفر»)، سود فروش به مبلغ محاسبهشده با نرخ بازار محدود میشود. مخارج دستیابی به اجاره در آغاز هزینه میشوند. در اجاره عملیاتی، سود فروش شناسایی نمیشود.
دارایی در دفاتر اجارهدهنده میماند و مستهلک میشود؛ درآمد اجاره به روش خط مستقیم (یا مبنای سیستماتیک بهتر) شناسایی میشود. مخارج مستقیم اولیه به دارایی اضافه و همپای درآمد هزینه میشود.
تعدیل اجاره عملیاتی، اجاره جدید است و پیشدریافتها بخشی از اجاره جدید میشوند. دارایی بر اساس طبقه خود ارائه میشود.
اگر اجاره اصلی کوتاهمدت با معافیت باشد، اجاره فرعی عملیاتی است. در غیر این صورت، طبقهبندی با مقایسه با دارایی حق استفاده انجام میشود؛ مثلاً اجاره فرعی کل باقیمانده مدت، معمولاً تأمین مالی است. اجارهدهنده میانی اگر نرخ ضمنی اجاره فرعی را نداند، میتواند از نرخ اجاره اصلی استفاده کند.
افشاها: سود یا زیان فروش، درآمد مالی و درآمد متغیر (تأمین مالی)؛ درآمد اجاره و بخش متغیر غیروابسته به شاخص (عملیاتی)؛ ماهیت فعالیت و مدیریت ریسک ارزش باقیمانده؛ و تفکیک سررسید.
داراییهای موضوع اجاره عملیاتی در افشای استاندارد ۱۱ جدا از داراییهای مورد استفاده خود شرکت آورده میشوند.
فروش و اجاره مجدد
بندهای ۹۶ تا ۱۰۱
شرکتی ساختمانش را میفروشد تا نقدینگی بگیرد و همان را اجاره میکند تا در آن بماند.
اگر فروش است، فروشنده فقط سود مربوط به «حقی که واقعاً منتقل شده» را میشناسد؛ بخشی که با اجاره مجدد نگه داشته، سود ندارد. قیمت یا اجاره خارج از بازار تعدیل میشود: قیمت پایینتر = پیشپرداخت اجاره؛ قیمت بالاتر = تأمین مالی اضافه. اگر فروش نیست، دارایی میماند و عواید، بدهی مالی است.
گذار از استاندارد ۲۱
پیوست پ
لازم نیست همه قراردادها دوباره بررسی شوند که اجاره هستند یا نه؛ میتوان تشخیص قبلی استاندارد ۲۱ را حفظ کرد (به شرط افشا و بکارگیری برای همه). اجارهکننده یکی از دو روش را برای همه اجارهها انتخاب میکند:
اجارههای سرمایهای قبلی: مبالغ دفتری قبلی ادامه مییابد. اجارهدهنده تعدیلی لازم ندارد، جز اجارهدهنده میانی که اجارههای فرعی را دوباره طبقهبندی میکند. معاملات فروش و اجاره مجدد قبلی دوباره ارزیابی نمیشوند. افشای گذار: میانگین موزون نرخ استقراض و تطبیق تعهدات قبلی با بدهی جدید.
پرسش و پاسخ کاربردی
موقعیتهای رایج در شرکتهای ایرانی
هر پرسش را لمس کنید تا پاسخ باز شود. با نوار زیر بر اساس موضوع فیلتر کنید.
رهن و اجاره: ودیعهای که به موجر میدهیم چطور حسابداری میشود؟عملی
ودیعه قابل استرداد، پرداخت اجاره نیست؛ پولی است که در پایان پس میگیرید، پس یک دارایی مالی (دریافتنی) است و در بدهی اجاره نمیآید.
اما ودیعه بدون سود در عمل بخشی از هزینه اجاره است؛ موجر به جای اجارهبهای بیشتر، از سود پول شما استفاده میکند. متن استاندارد ۴۴ صریحاً به این موضوع نپرداخته است. رویکرد رایج بینالمللی این است که ودیعه به ارزش فعلی شناسایی شود و تفاوت آن با مبلغ پرداختی، پرداخت اجاره تلقی و به دارایی حق استفاده اضافه شود.
مثال: ودیعه ۱۰۰۰ برای ۳ سال با نرخ ۲۰٪: ارزش فعلی ≈ ۵۷۹. پس ۵۷۹ دریافتنی و ۴۲۱ اضافه به دارایی حق استفاده؛ دریافتنی طی ۳ سال با درآمد مالی به ۱۰۰۰ میرسد. این یک تفسیر است و نیاز به قضاوت حرفهای و ثبات رویه دارد.
اجارهبها هر سال ۲۵٪ زیاد میشود. ثابت است یا متغیر؟اجارهکننده
افزایش با درصد معین از قبل معلوم است؛ پس پرداختها ثابت هستند و همه سالها با مبالغ افزایشیافته در بدهی اولیه میآیند.
اما اگر قرارداد بگوید «به اندازه نرخ تورم اعلامی»، پرداخت متغیر وابسته به شاخص است: اول با شاخص روز آغاز اندازهگیری میشود و هر بار که پرداخت واقعاً تغییر کرد، بدهی با همان نرخ قبلی دوباره محاسبه میشود.
نرخ استقراض مختص را در ایران چطور تعیین کنیم؟اجارهکننده
نرخی که شرکت برای وامی با مدت مشابه، مبلغ مشابه و وثیقه مشابه در محیط اقتصادی خود باید بپردازد.
در عمل: از نرخ واقعی آخرین تسهیلات دریافتی یا پیشنهادی بانکها شروع کنید، آن را بابت مدت اجاره و نوع وثیقه تعدیل کنید و مستند نگه دارید. نرخ اسمی مصوب، اگر با هزینه واقعی تأمین مالی شرکت فاصله دارد، بهتنهایی کافی نیست. نرخ بالاتر یعنی بدهی و دارایی کمتر و هزینه مالی بیشتر.
اجارهنامههای ما یکساله است و هر سال تمدید میکنیم. کوتاهمدت است؟عملی
بستگی دارد چه کسی حق تمدید دارد. اگر تمدید فقط با توافق دوباره هر دو طرف ممکن است، حق الزامآوری بعد از یک سال وجود ندارد و مدت اجاره یک سال است؛ معافیت کوتاهمدت ممکن است.
اما اگر اجارهکننده حق یکطرفه تمدید دارد (یا موجر بدون جریمه بااهمیت نمیتواند مانع شود)، این یک اختیار تمدید است و باید سنجید که اطمینان معقول به اعمالش هست یا نه؛ مخارج جابهجایی، بهبودهای انجامشده و رویه گذشته شرکت مهماند.
خودروی لیزینگی (اجاره به شرط تملیک) گرفتهایم. چه کنیم؟اجارهکننده
دارایی حق استفاده و بدهی اجاره شناسایی کنید. چون مالکیت در پایان منتقل میشود، دارایی حق استفاده در عمر مفید خودرو مستهلک میشود، نه فقط مدت اجاره.
شرکت لیزینگ هم این قرارداد را اجاره تأمین مالی طبقهبندی میکند.
هزینه بازسازی و دکوراسیون محل اجاره کجا میرود؟اجارهکننده
بهبودهای اجارهای جزو دارایی حق استفاده نیستند؛ دارایی ثابت مشهود طبق استاندارد ۱۱ هستند و معمولاً در کمتر از عمر مفید و مدت اجاره مستهلک میشوند.
اما مهماند: بهبودهای عمده، انگیزه تمدید ایجاد میکنند و ممکن است مدت اجاره را طولانیتر کنند.
قرارداد ما را ملزم کرده محل را در پایان به حالت اول برگردانیم.اجارهکننده
برآورد ارزش فعلی این مخارج به عنوان ذخیره (استاندارد ۴) شناسایی و همزمان به دارایی حق استفاده اضافه میشود.
اجارهبها درصدی از فروش فروشگاه است. چه چیزی در بدهی میآید؟اجارهکننده
پرداخت وابسته به فروش، متغیر غیرشاخصی است؛ در بدهی نمیآید و هنگام وقوع هزینه میشود.
اما اگر حداقل اجارهبهای تضمینشدهای وجود دارد، همان حداقل «با محتوای ثابت» است و در بدهی میآید.
اجارهبها ارزی است (مثلاً به یورو). نوسان نرخ ارز؟عملی
بدهی اجاره یک بدهی پولی است و در پایان هر دوره با نرخ روز تسعیر میشود؛ تفاوت تسعیر طبق استاندارد ۱۶ در سود و زیان شناسایی میشود. دارایی حق استفاده غیرپولی است و با نرخ تاریخ آغاز میماند. این همان رویه رایج است و ترکیب آن با استاندارد ۱۶ نیازمند دقت است.
این استاندارد چه اثری بر نسبتهای مالی و شروط وام دارد؟عملی
داراییها و بدهیها بزرگتر میشوند و نسبت بدهی بالا میرود. هزینه اجاره به استهلاک و هزینه مالی تبدیل میشود؛ پس سود قبل از بهره، مالیات و استهلاک بالا میرود. در جریان نقد، اصل و سود اجاره به فعالیتهای تأمین مالی منتقل میشود و جریان نقد عملیاتی بیشتر نشان داده میشود.
شروط قراردادهای وام که بر پایه این نسبتهاست، پیش از سال اجرا بازبینی شوند.
شرکت لیزینگ هستیم. حسابداری ما چه تغییری کرده است؟اجارهدهنده
تقریباً هیچ. قراردادهای لیزینگ معمولاً تأمین مالی هستند: دارایی از دفاتر خارج، دریافتنی به خالص سرمایهگذاری شناسایی و درآمد مالی با نرخ ثابت شناسایی میشود. اجارهدهندگان در گذار هم تعدیل لازم ندارند.
ساختمان اداریمان را اجاره دادهایم و چند ماه اول رایگان است.اجارهدهنده
اجاره عملیاتی است؛ ساختمان در دفاتر میماند و مستهلک میشود. کل اجاره قرارداد (با احتساب ماههای رایگان) به روش خط مستقیم در طول مدت درآمد میشود. ابزار «اجاره عملیاتی» در فصل اجارهدهنده همین را محاسبه میکند.
موجر بخشی از اجارهبها را بخشید. چه کنیم؟اجارهکننده
اگر این بخشودگی تغییر در شرایط قرارداد است که از ابتدا پیشبینی نشده بود، تعدیل اجاره است: بدهی با پرداختهای جدید و نرخ روز تعدیل دوباره محاسبه و تفاوت با دارایی حق استفاده تهاتر میشود.
اگر قرارداد از قبل چنین بندی داشت (مثلاً کاهش اجاره در صورت تعطیلی)، تغییر پرداخت متغیر است و در سود و زیان میآید.
قرارداد امروز امضا شده ولی ملک ۳ ماه بعد تحویل میشود.عملی
اجارهکننده دارایی و بدهی را در تاریخ آغاز اجاره، یعنی روز در اختیار گرفتن ملک، شناسایی میکند؛ نه روز امضا. اجارهدهنده اما طبقهبندی را در تاریخ توافق اجاره انجام میدهد. اجارههای امضاشده و آغازنشده در افشا ذکر میشوند.
۵۰۰ صندلی و میز اداری اجاره کردهایم که روی هم مبلغ زیادی است.اجارهکننده
ارزیابی ارزش پایین برای هر دارایی جداگانه و به صورت مطلق انجام میشود؛ مهم نیست جمعشان بااهمیت باشد. اگر هر صندلی وقتی نو است ارزش پایینی دارد و مستقل است، معافیت ممکن است.
برای سال اول اجرا (۱۴۰۵) از کجا شروع کنیم؟عملی
۱. فهرست همه قراردادها (اجارهنامهها، قراردادهای خدمات دارای دارایی مشخص، لیزینگ). ۲. انتخاب روش گذار و اقتضاهای عملی. ۳. تعیین نرخ استقراض در تاریخ اجرا. ۴. تعیین مدت اجاره و پرداختها. ۵. محاسبه بدهی و دارایی و تعدیل سود انباشته. ۶. بازبینی شروط وام و بودجهها. ۷. آماده کردن افشاهای گذار.
قرارداد حمل داریم که کامیونها به نام ما مشخص شدهاند. اجاره است؟اجارهکننده
اگر کامیونهای مشخصی در اختیار شماست، عرضهکننده حق جایگزینی ماهوی ندارد و شما مسیر و زمان استفاده را تعیین میکنید، قرارداد اجاره دربردارد؛ حتی اگر راننده از طرف عرضهکننده باشد. بخش راننده و نگهداری، جزء غیراجارهای است.
اجاره را زودتر فسخ کردیم و جریمه دادیم.اجارهکننده
اگر فسخ زودهنگام از قبل در مدت اجاره لحاظ نشده بود، تعدیل یا خاتمه اجاره است: دارایی حق استفاده و بدهی باقیمانده حذف میشوند و تفاوت (همراه با جریمه) در سود و زیان میآید. اگر از قبل انتظار فسخ وجود داشت، جریمه از ابتدا جزو پرداختهای اجاره بود.
واژهنامه
تعریفهای رسمی پیوست الف با توضیح ساده
تاریخی که اجارهدهنده در آن تاریخ، دارایی پایه را جهت استفاده در دسترس اجارهکننده قرار میدهد.
به زبان ساده: روزی که دارایی واقعاً در اختیار شما قرار میگیرد.
مدت زمانی که انتظار میرود طی آن، دارایی بطور اقتصادی توسط یک یا چند استفادهکننده قابل استفاده باشد یا تعداد تولید یا واحدهای مشابه که انتظار میرود توسط یک یا چند استفادهکننده، از دارایی به دست آید.
به زبان ساده: کل عمر دارایی برای همه استفادهکنندگان.
تاریخی که هر دو طرف، با تعدیل اجاره موافقت میکنند.
به زبان ساده: روزی که طرفین با تغییر قرارداد موافقت میکنند.
برای مقاصد بکارگیری الزامات حسابداری اجارهدهنده در این استاندارد، مبلغی که بتوان در یک معامله حقیقی و در شرایط عادی بین طرفین مایل و آگاه، دارایی را به آن مبلغ مبادله یا بدهی را به آن مبلغ تسویه کرد.
به زبان ساده: قیمت معامله عادی بین طرفین آگاه و مایل.
اجارهای که به موجب آن، بخش عمده ریسکها و مزایای مالکیت ناشی از دارایی پایه منتقل میشود.
به زبان ساده: از نگاه اجارهدهنده: در واقع فروش اقساطی است.
پرداختهای اجارهکننده به اجارهدهنده بابت حق استفاده از دارایی پایه طی مدت اجاره، به جز پرداختهای متغیر اجاره.
به زبان ساده: هر پرداختی که به اتفاق آینده بستگی ندارد.
مجموع: الف. پرداختهای اجاره دریافتنی توسط اجارهدهنده در اجاره تأمین مالی؛ و ب. ارزش باقیمانده تضمیننشده متعلق به اجارهدهنده.
به زبان ساده: جمع اقساط دریافتنی و ارزش باقیمانده تضمیننشده.
تاریخ موافقتنامه اجاره یا تاریخ تعهد طرفین به شرایط اصلی اجاره، هر کدام زودتر باشد.
به زبان ساده: روز امضا یا تعهد به شرایط اصلی، هر کدام زودتر.
مخارج مختص دستیابی به اجاره که در صورت عدم دستیابی به اجاره تحمل نمیشد، به استثنای مخارج مشابهی که توسط اجارهدهندهای که تولیدکننده یا فروشنده است بابت اجاره تأمین مالی تحمل میشود.
به زبان ساده: هزینهای که فقط به خاطر بستن این اجاره پرداخته شد، مثل کمیسیون.
نرخ سودی که موجب میشود مجموع ارزش فعلی (الف) پرداختهای اجاره و (ب) ارزش باقیمانده تضمیننشده با مجموع (۱) ارزش منصفانه دارایی پایه و (۲) مخارج مستقیم اولیه اجارهدهنده برابر باشد.
به زبان ساده: نرخی که اقساط و ارزش باقیمانده را با ارزش دارایی برابر میکند.
یک قرارداد، یا بخشی از یک قرارداد که حق استفاده از دارایی (دارایی پایه) را برای یک دوره زمانی، در قبال مابهازا انتقال میدهد.
به زبان ساده: حق استفاده از یک دارایی برای مدتی در ازای پول.
پرداختهای اجارهدهنده به اجارهکننده بابت اجاره، یا جبران یا تقبل مخارج اجارهکننده توسط اجارهدهنده.
به زبان ساده: پولی که موجر به شما میدهد یا هزینهای که تقبل میکند.
تغییر دامنه اجاره یا مابهازای اجاره که بخشی از مفاد و شرایط اولیه اجاره نبوده است (برای مثال، افزودن یا خاتمه دادن به حق استفاده از یک یا چند دارایی پایه، یا تمدید یا کاهش مدت قراردادی اجاره).
به زبان ساده: تغییر قرارداد که از ابتدا پیشبینی نشده بود.
پرداختهای تادیهشده توسط اجارهکننده به اجارهدهنده بابت حق استفاده از یک دارایی پایه طی مدت اجاره، که شامل موارد زیر است: الف. پرداختهای ثابت (شامل پرداختهای با محتوای ثابت)، پس از کسر مشوقهای اجاره؛ ب. پرداختهای متغیر اجاره که به شاخص یا نرخی وابسته است؛ پ. قیمت اعمال اختیار خرید در صورتی که اجارهکننده اطمینان معقولی نسبت به اعمال آن اختیار داشته باشد؛ و ت. پرداخت جریمه بابت خاتمه دادن به اجاره، در صورتی که مدت اجاره، بیانگر اعمال اختیار خاتمه دادن به قرارداد توسط اجارهکننده باشد. برای اجارهکننده، پرداختهای اجاره، همچنین شامل مبالغی است که طبق تضمین ارزش باقیمانده، انتظار میرود توسط اجارهکننده قابل پرداخت باشد. پرداختهای اجاره، شامل مبالغ تخصیصیافته به اجزای غیراجارهای قرارداد نیست، مگر آنکه اجارهکننده تصمیم بگیرد اجزای غیراجارهای را با اجزای اجارهای ترکیب کند و آنها را به عنوان یک جزء اجارهای واحد در نظر بگیرد. برای اجارهدهنده، پرداختهای اجاره شامل تضمین ارزش باقیمانده ارائهشده به اجارهدهنده توسط اجارهکننده، شخص وابسته به اجارهکننده یا شخص ثالث غیروابسته به اجارهدهنده که از نظر مالی توانایی ایفای تعهدات طبق تضمین مزبور را دارد نیز میشود. پرداختهای اجاره مبالغ تخصیصیافته به اجزای غیراجارهای را شامل نمیشود.
به زبان ساده: مبالغی که در اندازهگیری بدهی اجاره حساب میشوند.
دوره غیرقابل فسخ اجاره که طی آن اجارهکننده حق استفاده از دارایی پایه را با در نظر گرفتن هر دو مورد زیر دارد: الف. دورههای تحت پوشش اختیار تمدید اجاره، چنانچه اجارهکننده در خصوص اعمال آن اختیار اطمینان معقول داشته باشد؛ و ب. دورههای تحت پوشش اختیار خاتمه اجاره چنانچه اجارهکننده در خصوص عدم اعمال آن اختیار اطمینان معقول داشته باشد.
به زبان ساده: دوره غیرقابل فسخ بهاضافه اختیارهای با اطمینان معقول.
یک واحد تجاری که حق استفاده از دارایی پایه را برای یک دوره زمانی در قبال مابهازا به دست میآورد.
به زبان ساده: استفادهکننده دارایی.
نرخ سودی که اجارهکننده در صورت استقراض وجوه لازم برای دستیابی به یک دارایی برخوردار از ارزش مشابه با دارایی حق استفاده در محیط اقتصادی مشابه،طی دوره مشابه و با یک تضمین مشابه، باید پرداخت کند.
به زبان ساده: نرخ وام مشابه برای شما.
یک واحد تجاری که حق استفاده از دارایی پایه را برای یک دوره زمانی در مقابل مابهازا فراهم میکند.
به زبان ساده: مالک دارایی که آن را اجاره میدهد.
سرمایهگذاری ناخالص در اجاره که با نرخ ضمنی سود تضمینشده اجاره تنزیل شده است.
به زبان ساده: دریافتنی اجارهدهنده؛ ارزش فعلی ناخالص.
اجارهای که بخش عمده ریسکها و مزایای مالکیت ناشی از دارایی پایه را منتقل نمیکند.
به زبان ساده: از نگاه اجارهدهنده: کرایه دادن، نه فروش.
پرداختهایی که اجارهکننده باید بابت حق استفاده از دارایی پایه طی دورههای تحت پوشش اختیار تمدید یا خاتمه اجاره که در مدت اجاره لحاظ نشده است، به اجارهدهنده تادیه کند.
به زبان ساده: اجاره دورههای اختیاری که در مدت لحاظ نشده.
کل دوره زمانی که دارایی برای انجام قرارداد با مشتری مورد استفاده قرار میگیرد (شامل دورههای زمانی غیرمتوالی).
به زبان ساده: کل زمانی که دارایی برای قرارداد استفاده میشود.
تضمین ارائهشده به اجارهدهنده توسط شخص غیروابسته به اجارهدهنده بابت اینکه ارزش (یا بخشی از ارزش) دارایی پایه در پایان اجاره، حداقل برابر با مبلغ مشخصی خواهد بود.
به زبان ساده: قول اینکه دارایی در پایان دستکم مبلغ معینی بیرزد.
یک دارایی که بیانگر حق اجارهکننده برای استفاده از دارایی پایه در مدت اجاره است.
به زبان ساده: دارایی اجارهکننده بابت حق استفاده.
اجارهای که در تاریخ آغاز آن، مدت اجاره ۱۲ ماه یا کمتر است. اجارهای که شامل اختیار خرید است، اجاره کوتاهمدت نیست.
به زبان ساده: ۱۲ ماه یا کمتر و بدون اختیار خرید.
معاملهای که در آن، دارایی پایه توسط اجارهکننده (اجارهدهنده میانی) به شخص ثالثی اجاره داده میشود و اجاره (اجاره اصلی) بین اجارهدهنده اصلی و اجارهکننده همچنان باقی میماند.
به زبان ساده: اجاره دادن دوباره دارایی اجارهای به دیگری.
دارایی موضوع اجاره، که حق استفاده از آن دارایی توسط اجارهدهنده برای اجارهکننده فراهم شده است.
به زبان ساده: خود دارایی موضوع اجاره.
تفاوت بین: الف. سرمایهگذاری ناخالص در اجاره؛ و ب. خالص سرمایهگذاری در اجاره.
به زبان ساده: سودی که اجارهدهنده هنوز به دست نیاورده.
آن بخشی از ارزش باقیمانده دارایی پایه که اجارهدهنده نسبت به تحقق آن اطمینان ندارد یا صرفاً توسط شخص وابسته به اجارهدهنده تضمین شده است.
به زبان ساده: ارزش پایان دوره که کسی آن را تضمین نکرده.
بخشی از پرداختهای تادیهشده توسط اجارهکننده به اجارهدهنده بابت حق استفاده از دارایی پایه در مدت اجاره که به دلیل تغییر در واقعیتها یا شرایط پس از تاریخ آغاز اجاره، به جز گذشت زمان، تغییر میکند.
به زبان ساده: پرداختهایی که با اتفاقات آینده تغییر میکنند.
توافقی بین دو یا چند شخص که حقوق و تعهدات الزامآور ایجاد میکند.
به زبان ساده: توافق الزامآور بین دو یا چند شخص.
مدت زمانیکه انتظار میرود دارایی طی آن برای استفاده واحد تجاری در دسترس باشد؛ یا تعداد تولید یا واحدهای مشابه که انتظار میرود واحد تجاری از دارایی به دست آورد.
به زبان ساده: مدتی که شرکت از دارایی استفاده میکند.
آزمون موقعیتمحور
۲۵ پرسش کاربردی از کل استاندارد
متن کامل استاندارد
۱۰۴ بند اصلی، ۵۸ بند رهنمود، ۱۸ بند گذار و واژهنامه